هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
420
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
مآب اجل اكرم آقاى صديق الدوله - دام اقباله العالى - رسيدم و يقين داشتم [ كه ] از احوالات ايام مأموريت جويا خواهند شد . گذشته از اينكه به هيچوجه جويا نشدند ، بر خلاف قبل از رفتن [ به ] اين مأموريت ، اظهار مرحمتى هم نفرمودند . قدرى نشسته ، برخاستم « 1 » . وقت نهار به حضور مبارك حضرت اقدس مستطاب و الا - روحنا فداه - مشرف شدم . همينقدر فرمودند : « كى وارد شدى ؟ » عرض كردم : « ديروز عصر . » پس از ساعتى ، از اتاق بيرون آمدم ، مراجعت به منزل كردم ، براى آمدوشد دوستان و آشنايان . جمعه ، 23 ربيع الاول [ 1300 ه . ق . ] به « خانه » رفتم . حضرت اقدس اشرف و الا - روحنا فداه - حمام تشريف داشتند . قريب [ به ] ظهر ، از حمام بيرون تشريف آورده ، در اتاق باغ نهار خواستند . قبل از نهار ، شرفيابى حاصل كردم . چون خلوت و مانعى نبود اظهار مرحمت و عنايت زياد فرمودند [ و ] از وضع حكومت مراغه و حكومت شقاقى و حكومت ايل چهاردولى جويا شدند . آنچه ديده و شنيده و فهميده بودم ، شفاها معروض داشتم . پس از چيدن نهار ، از حضور مبارك بيرون آمده ، به منزل آمدم . شنبه ، 24 ربيع الاول [ 1300 ه . ق . ] از صبح تا 2 ساعت از شب گذشته ، آمدوشد ، زيادى از دوستان و همقطاران و تجار اهل ولايت و غيره . عصر هم مقرب الخاقان نوروز خان سرتيپ ديدن كرده بود . شب ، براى شام او را نگاه داشتم ، با چند نفر [ از ] همقطاران . يكشنبه ، 25 ربيع الاول [ 1300 ه . ق . ] براى بازديد همقطاران بيرون رفتم . از چند نفر [ از ] همقطاران شنيدم [ كه ] مذكور داشتند جناب جلالت مآب اجل اكرم صديق الدوله در غياب تو ، بر خلاف سابق تعريف نمىفرمودند ، بلكه خوب هم نمىگفتند . تعجب نمودم ، زيراكه خلافى جز خدمت به جناب معزى اليه نكردهام .
--> ( 1 ) . در اصل : برخواستم